به گزارش خبرنگار تابناک در کهگیلویه و بویراحمد؛ رسانه باید ابزار مطالبهگری، نظارت عمومی و انتقال صدای مردم باشد؛ اما این نقش زمانی معنا پیدا میکند که مخاطب بتواند به استقلال، دقت و صداقت آن اعتماد کند.
سالهاست درباره کیفیت فضای رسانهای استان، رعایت اخلاق حرفهای، نحوه نقد مسئولان و ورود مسائل قومی و قبیلهای به برخی روایتها هشدار داده میشود.
در سالهای گذشته نیز مسئولان فرهنگی و اجرایی استان بارها بر ضرورت نقد منصفانه، پرهیز از تخریب و حفظ استقلال رسانهها تأکید کردهاند. این سابقه نشان میدهد مسئله امروز، محصول ظهور شبکههای اجتماعی نیست؛ فضای مجازی در واقع شکل جدیدی از چالشهای قدیمی را بازتولید کرده است.
یکی از آسیبهای قابل مشاهده در بخشی از فضای رسانهای، تغییر شدید ادبیات نسبت به یک مدیر یا دستگاه در فاصلهای کوتاه است.
ممکن است مدیری صبح با شدیدترین ادبیات مورد انتقاد قرار گیرد و چند ساعت بعد همان مدیر یا دستگاه با عباراتی کاملاً مثبت معرفی شود.
تغییر موضع رسانه فینفسه ایرادی ندارد؛ ممکن است اطلاعات جدید یا تغییر عملکرد، موضع رسانه را تغییر دهد. مشکل زمانی ایجاد میشود که مخاطب دلیل این تغییر را نداند.
اگر نقد نخست مستند بوده، چه چیزی تغییر کرده است؟ اگر خبر اشتباه بوده، چرا اصلاحیهای منتشر نشده و اگر شرایط تغییر کرده، چرا این تغییر برای مخاطب توضیح داده نمیشود؟
حذف یا تغییر برخی مطالب نیز مسئله دیگری است.
طبیعی است که رسانه به دلیل اشتباه، دریافت اطلاعات جدید یا مسائل حقوقی، مطلبی را اصلاح یا حذف کند؛ اما در یک رسانه حرفهای، مخاطب باید تا حد امکان از علت اصلاح یا تغییر مطلع شود.
وقتی خبری با تیتر تند منتشر و چند ساعت بعد حذف میشود، نبود توضیح میتواند این تصور را ایجاد کند که انتشار و حذف خبرها تابع مناسبات روز است؛ تصوری که حتی اگر همیشه درست نباشد، به اعتماد عمومی آسیب میزند.

رسانه حرفهای نه باید همیشه مخالف باشد و نه همیشه موافق. وظیفه رسانه، بررسی عملکرد است.
اما زمانی که رابطه رسانه و مدیر جای اصول حرفهای را بگیرد، مشکل آغاز میشود؛ اگر دسترسی رسانه به اطلاعات، حضور در نشستها یا حمایتهای مالی به میزان حمایت از مدیر وابسته شود، استقلال رسانهای آسیب میبیند.
در مقابل، رسانه نیز نمیتواند از خبر و تیتر به عنوان ابزار فشار برای رسیدن به خواستههای شخصی استفاده کند.
در چنین شرایطی، مردم از هر دو طرف این رابطه متضرر میشوند.
نمیتوان همه مشکلات را متوجه رسانهها کرد.
مدیری که فقط رسانههای موافق را میپذیرد یا خبرنگار منتقد را کنار میگذارد، ناخواسته به شکلگیری رسانههای وابسته کمک میکند.
از سوی دیگر، رسانهای که نقد را با فشار یا تخریب شخصی اشتباه میگیرد نیز از مسیر حرفهای فاصله میگیرد؛ بنابراین اصلاح این وضعیت یک خیابان یکطرفه نیست:
رسانه باید حرفهایتر شود و مدیر نیز نقدپذیرتر.
در گذشته برای اثرگذاری بر افکار عمومی به رسانه، خبرنگار یا کانال خبری نیاز بود؛ امروز یک صفحه مجازی نیز میتواند در چند ساعت هزاران نفر را تحت تأثیر قرار دهد.
اصل فعالیت بلاگری یا تولید محتوای شهروندی مسئله منفی نیست و بسیاری از مشکلات مردم نخست از همین صفحات دیده میشود.
اما مشکل زمانی آغاز میشود که مخاطب زیاد با اعتبار رسانهای اشتباه گرفته شود.
داشتن دنبالکننده، دلیل صحت یک ادعا نیست و انتشار سریع یک ویدئو نیز جای گزارش مستند را نمیگیرد.

حضور فعالان فضای مجازی در برخی محیطهای رسمی و خبری بیشتر شده است.
اگر این افراد صرفاً تولیدکننده محتوای اجتماعی باشند، مسئلهای وجود ندارد؛ اما زمانی که یک صفحه شخصی وارد مسائل سیاسی، مدیریتی و اقتصادی میشود، مسئولیت آن نیز باید متناسب با اثرگذاریاش افزایش پیدا کند.
صفحهای که درباره عملکرد یک مدیر یا دستگاه ادعایی مطرح میکند، باید به همان اندازه که به دیده شدن اهمیت میدهد، به سند، منبع و امکان پاسخگویی نیز پایبند باشد.
محتوای جنجالی در فضای مجازی معمولاً سریعتر دیده میشود و همین موضوع میتواند تولیدکننده محتوا را به سمت تیترهای تحریککننده و ویدئوهای هیجانی سوق دهد.
اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است یک گزارش کارشناسی درباره آب، اشتغال یا پروژههای عمرانی کمتر از یک ویدئوی چند ثانیهای دیده شود.
خطر بزرگتر زمانی است که مدیران نیز به جای پاسخگویی به مسائل اصلی، بخش قابل توجهی از وقت خود را صرف واکنش به حاشیههای فضای مجازی کنند.
در این صورت، «مدیریت بر اساس ترند» جای «تصمیمگیری بر اساس داده» را میگیرد.
راهحل، حذف بلاگرها یا بیاعتنایی به فضای مجازی نیست.
رسانههای رسمی باید در فضای جدید حضور فعالتری داشته باشند؛ اما با همان استانداردهای حرفهای گذشته.
استان نیز در ماههای اخیر بر ضرورت ارتقای سواد رسانهای، سیاستگذاری فضای مجازی و تولید محتوای هدفمند تأکید کرده است.
رسانه حرفهای باید سرعت فضای مجازی را با دقت روزنامهنگاری ترکیب کند؛ نه اینکه برای جذب مخاطب، ادبیات زرد فضای مجازی را تقلید کند.
مسئله امروز استان، افزایش تعداد رسانهها یا بلاگرها نیست؛ مسئله اصلی، نبود مرز روشن میان نقد و تخریب، مطالبهگری و تسویهحساب، تبلیغ و خبر و خبرنگاری و بلاگری است.
اگر یک رسانه امروز منتقد و فردا حامی یک مدیر باشد، این تغییر لزوماً ایراد نیست؛ آنچه اهمیت دارد، شفاف بودن دلیل تغییر و پایبندی به اصول حرفهای است.
اکنون همین مناسبات در حال ورود به فضای مجازی است؛ با این تفاوت که سرعت انتشار و دامنه اثرگذاری بسیار بیشتر شده است؛ بنابراین پیش از آنکه حاشیه جای خبر را بگیرد و بلاگری جای روزنامهنگاری حرفهای را پر کند، باید یک قاعده روشن شکل بگیرد:
مخاطب، سرمایه رسانه است؛ نه ابزار معامله.