
به گزارش خبرنگار تابناک در استان قزوین، در میان این خادمان، با احمد صفری، مسئول یکی از موکبهای مسیر، همصحبت شدیم که از حسرتی دیرینه و شوق خدمتی تازه میگوید. آنچه در ادامه میخوانید، متن پیادهشدهٔ این گفتوگوی صمیمی و سرشار از احساس است.
تابناک: از همان لحظهٔ اول که با شما همکلام شدم، بغضی در صدایتان حس میشود. انگار داستان آشناییتان با امام شهید، داستان امروز و دیروز نیست.
- راستش سالها انتظار دیدار رهبر شهید انقلاب اسلامی را در دل داشتم. هر بار که دوستانم به مراسمهای بیت رهبری دعوت میشدند، با حسرت راهیشان میکردم و در دل غبطه میخوردم که چرا هیچگاه این توفیق زیارت نصیب من نمیشود.
امام شهیدمان را فقط از قاب تلویزیون و در هر سخنرانیای که داشت میدیدم و به خودم افتخار میکردم که در عصری زندگی میکنم که چنین رهبری زعامت مسلمانان جهان را بر عهده دارد؛ کوهی از صلابت و اقتدار، و در عین حال برای شهدا و خانوادههایشان همچون پدری رئوف و مهربان که در دل همهٔ مردم جایگاه ویژهای داشت.
تابناک: لحظهای که خبر شهادتشان را شنیدید، کجا بودید و چه حالی پیدا کردید؟
- سحرگاه روز دهم ماه مبارک رمضان بود. همین که خبر شهادتش را شنیدم، انگار دنیا روی سرم خراب شد. همان حسرت همیشگیِ دیدار آقا، یکباره تبدیل شد به حسرتی که دیگر هیچگاه میسر نمیشود.
دلم میخواست کاری کنم، هرچند کوچک، برای التیام این زخم بزرگ. برای همین از همان روزهای اول، در تمامی مأموریتهای ایست و بازرسی و هرجا که نیاز بود، حضور فعال داشتم؛ شاید این خدمت، مرهمی بر دل داغدارم باشد.
تابناک: چه شد که فکر راهاندازی این موکب به ذهنتان رسید؟
- از روزهایی که مشخص شد پیکر امام شهید تشییع خواهد شد، با دوستانمان همفکری کردیم و تصمیم گرفتیم موکب خدمترسانی را در محور قزوین به تهران راه بیندازیم. اولین نذر و اعتقاد قلبیمان این بود که این کار را برای اولاد حضرت زهرا سلامالله علیها انجام میدهیم. با کمک دوستان، کمکم وسایل پذیرایی را تهیه کردیم و امروز در همین نقطهای که میبینید، افتخار داریم خادم زائران امام شهیدمان باشیم.
تابناک: حال و هوای این مسیر را چطور میبینید؟
- آنچه که من امروز با چشم خودم میبینم، اربعین دیگری است. همان شور، همان اخلاص، همان عظمت جمعیت. اینجا عشق، حسرت دیدار را به خدمت تبدیل کرده است.
انتهای پیام/