سالهاست نگاه تو را می شناسم/شعر نو

سالهاست نگاه تو را می شناسم

و چنان رفیق چشمانت شده ام

که از شکست دیوار غرورت

بی درنگ آگاه می شوم

اینک یک دریا و یک خورشید

از دل بیقرار من تا تو

کاش زورقی مرا به تو برساند

ای انتهای افق

ای ابتدای آفتاب

"باران حقیقت دوست"